<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات کارآفرینی و توسعه پایدار کشاورزی</title>
    <link>https://jead.gau.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات کارآفرینی و توسعه پایدار کشاورزی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی توسعه کشت‌های گلخانه‌ای‌ در استان البرز</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7681.html</link>
      <description>از جمله راهکارهای کارآمد تولید محصولات کشاورزی با رویکرد ارتقای بهره‌وری، توسعه کشت‌های گلخانه‌ای است. در این زمینه، استان البرز، از پتانسیل ویژه‌ای برخوردار است، در عین حال با چالش‌هایی نیز مواجه است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف &amp;amp;laquo;تحلیل راهبردی توسعه کشتهای گلخانهای‌ در استان البرز&amp;amp;raquo; با رویکرد آمیخته اجرا شد. در فاز کیفی، 17 نقطه قوت، 49 نقطه ضعف، 45 فرصت و 42 تهدید‌ در چهار بعد فنی- تولیدی، اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی با استفاده از تحلیل محتوای دیدگاه 19 نفر از خبرگان شناسایی شد. این افراد با روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله برفی برای مصاحبه عمیق انتخاب شدند. در فاز کمّی نیز، اقدام به تحلیل سوآت با دریافت نظرات 25 نفر از صاحبنظران و با استفاده از پرسشنامه‌‌ای دوبعدی برای تعیین میزان اهمیت و شدّت عوامل بیرونی و درونی شد. در تحلیل محیط درونی، جمع ضرایب نهایی معادل 804/1- و مؤید غلبه ضعف‌ها بر قوت‌ها بود و در تحلیل فضای بیرونی نیز جمع ضرایب نهایی معادل 109/1- بود که نشان از غلبه تهدیدها بر فرصت‌ها داشت. بر این اساس، 20 راهبرد شامل چهار راهبرد‌ تهاجمی (SO)، پنج راهبرد‌ بازنگری (WO)، چهار راهبرد‌ رقابتی (ST) و هفت راهبرد تدافعی (WT) استخراج شد. تحلیل فضای راهبردی نشان داد که محیط راهبردهای توسعه کشت گلخانه‌ای به‌طور عمده در محدوده‌ تدافعی جای گرفت که در آن، راهبردهایی چون &amp;amp;laquo;بهینه‌سازی مصرف آب و انرژی و ارتقای بهره‌وری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجرای الگوی کشت هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجرای برنامه‌های ترویجی تخصصی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استفاده از سیستم‌های مدرن بازاریابی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه مدیریت پسماند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توسعه سازوکارهای بیمه‌ای&amp;amp;raquo; اولویت بیشتری داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی سیاست‌های پیشگیرانه از ورشکستگی کسب‌وکارهای گردشگری مبتنی بر تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7682.html</link>
      <description>ورشکستگی کسب‌وکارهای گردشگری به‌ویژه در شرایط بحران‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، یکی از چالش‌های اساسی در مسیر توسعه پایدار این صنعت محسوب می‌شود. بررسی سیاست‌های پیشگیرانه در این زمینه، می‌تواند نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری و حفظ پویایی اقتصادی مناطق گردشگرپذیر ایفا کند. این پژوهش با هدف تحلیل آسیب‌شناختی سیاست‌های پیشگیری از ورشکستگی در کسب‌وکارهای گردشگری به شیوۀ پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران دستگاهی و صاحبان کسب‌وکارهای گردشگری بود که نمونه‌گیری از آن‌ها به‌صورت هدفمند انجام شد. پس از انجام ۱۷ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، اشباع نظری حاصل گردید. اطلاعات گردآوری‌شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری شد که روایی آن بر اساس نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفته و اعتبار آن با روش هولستی مورد تأیید قرار گرفت. پس از کدگذاری نهایی، مدل نهایی در نرم‌افزار MaxQDA20 استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در مرحله دوم، برای تحلیل روابط میان سازه‌ها و طراحی مدل مفهومی، از روش مدلسازی ساختاری- تفسیری (ISM) و نرم‌افزار MicMac استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که چهار عامل اقتصادی، زیرساخت‌های گردشگری، توان طبیعی و عوامل قانونی، مهم‌ترین و تأثیرگذارترین سیاست‌های پیشگیرانه در ورشکستگی کسب‌وکارهای گردشگرمحور با بیشترین قدرت نفوذ (12) و کمترین میزان وابستگی (4) بوده است. از این‌رو، تدوین سیاست‌های منعطف، تقویت زیرساخت‌ها و حمایت مالی هدفمند، راهبردهای کلیدی برای پیشگیری از ورشکستگی کسب‌وکارهای گردشگری هستند. همچنین، بهره‌برداری اصولی از ظرفیت‌های طبیعی و دیجیتالی‌سازی خدمات، تاب‌آوری و توسعه پایدار این صنعت را تضمین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازدارنده‌های تجارت الکترونیک در کشاورزی ناب</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7683.html</link>
      <description>تلفیق کشاورزی ناب با تجارت الکترونیک، به عنوان مرکز تولید پایدار، با کاهش اتلاف منابع، افزایش بهره‌وری و فروش مستقیم دیجیتال، زنجیره تأمین را بهینه کرده و سود کشاورزان را افزایش می‌دهد. لذا این پژوهش با هدف شناسایی بازدارنده‌های تجارت الکترونیک در کشاورزی ناب انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با روش کیفی تحلیل مضمون انجام شده است. ابزار گردآوری داده‌ها شامل اسناد و مدارک گذشته و مصاحبه بود. در این مطالعه، با 15 نفر از فعالان تجارت الکترونیک در کشاورزی به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه شد، به‌طوری‌که پس از 12 مصاحبه، مضامین جدید ظاهر نشدند و با انجام سه مصاحبه اضافی، اشباع نظری تأیید شد. اعتبار داده‌ها با راهبرد بازبینی و بازخورد گروه خبرگان بررسی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که موانع اصلی شامل شکاف تطبیقی بین ساختار و قوانین حقوقی، ضعف‌های نهادی و مالی در توانمندسازی، پیچیدگی نظارتی بین المللی و تضعیف تصویر ملی، شکاف لجستیکی و فروپاشی سازوکارهای اعتماد، فقدان بینش بازار و نفوذ به بازارهای جهانی، فقدان فرهنگ تحول‌پذیری، فقدان ظرفیت داده‌محور و امنیتی برای تجاری‌سازی بودند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ضعف‌های نهادی و مالی در توانمندسازی بیشترین نقش محرک و فقدان فرهنگ تحول‌پذیری و هم‌افزایی مشارکتی وابسته‌ترین عوامل هستند. پیشنهادهای پژوهش شامل تقویت توانمندسازی نهادی و مالی از طریق ایجاد ساختارهای هماهنگ و سرمایه‌گذاری هدفمند همراه با توسعه شبکه ملی، کلید اصلی گسستن چرخه موانع و تحقق تجارت الکترونیک پایدار در کشاورزی ناب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش تسهیلگری ترویج در توسعۀ کارآفرینی روستایی بخش کالپوش شهرستان میامی استان سمنان</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7684.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل نقش تسهیلگری ترویج در کارآفرینی روستاییان بخش کالپوش شهرستان میامی به انجام رسید. پژوهش حاضر از نوع مطالعات ترکیبی (کیفی- کمی) متوالی است. در بخش کیفی 12 نفر از کارشناسان و کارآفرینان روستایی با استفاده از روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند. اعتبارسنجی یافته‌ها توسط مشارکت‌کنندگان و تکنیک مثلث‌سازی تأیید شد. داده&amp;amp;lrm;های بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی تحلیل شد. در بخش کمی از روش توصیفی- پیمایشی، داده&amp;amp;lrm;های موردنیاز جمع&amp;amp;lrm;آوری شده و با استفاده از آزمون کروسکال-والیس مورد تحلیل قرار گرفت. نمونۀ بخش کمی، 182 نفر از بهره‌برداران بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی ساده انتخاب شدند. روایی صوری پرسشنامۀ محقق‌ساخته از طریق گروه متخصصان و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (مقدار 91/0-72/0) تأیید شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که هفت شاخص کلیدی (بعد آموزشی، بهره‌گیری از فناوری و تجهیزات نوین، دسترسی به منابع اطلاعاتی، بعد اجتماعی، بعد اقتصادی، آگاهی از قوانین و بعد محیط‌زیستی) در اثرگذاری ترویج مؤثر هستند. همچنین اثرگذاری در توسعۀ فعالیت‌های کارآفرینانۀ زراعی بیشتر از سایر فعالیت‌های کشاورزی است. توسعه و بهره&amp;amp;lrm;گیری از فناوری&amp;amp;lrm;های نوین در فعالیت&amp;amp;lrm;های باغی، توجه به ابعاد محیط&amp;amp;lrm;زیستی در فعالیت&amp;amp;lrm;های زراعی، ارتقای آگاهی از قوانین بخش دام، طیور، آبزیان و صنایع تبدیلی و برگزاری دوره&amp;amp;lrm;های آموزشی ویژۀ کارشناسان به&amp;amp;lrm;منظور ارتقای نقش تسهیلگری ترویج در توسعۀ کارآفرینی روستایی پیشنهاد می&amp;amp;lrm;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی موانع و راهکارهای توسعه گردشگری رویدادمحور گلاب‌گیری قمصر کاشان: کاربست رویکرد آمیخته دلفی- فازی</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7516.html</link>
      <description>هدف کلی از انجام این پژوهش، واکاوی موانع و راهکارهای توسعه گردشگری رویدادمحور در رویداد گلاب‌گیری قمصر کاشان بود. رویکرد کلی پژوهش حاضر آمیخته بود که با روش دلفی- فازی انجام گردید. جامعه مورد مطالعه شامل تمام خبرگان در تمام جوامع ذی‌ربط در زمینه‌ گردشگری رویداد محور در رویداد گلاب‌گیری قمصر کاشان (شامل اعضای هیأت علمی، کشاورزان و صاحبان کسب‌وکارهای حوزه گردشگری، مجریان و برگزارکنندگان رویداد و در نهایت کارشناسان در سطح ادارات ذی‌ربط) بود. روش نمونه‌گیری، هدفمند از نوع گلوله‌برفی بود و از طریق مصاحبه با 16 نفر اشباع داده‌ها حاصل شد. در بخش کمی نیز راهکارهای شناسایی توسط خبرگان نیز اولویت‌بندی شدند. به‌منظور پردازش داده‌ها، در بخش کیفی از تکنیک کدگذاری سه‌مرحله‌ای و در بخش کمی از روش فازی و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS22 و Excel13 استفاده شد. بر این اساس، در فاز نخست پژوهش در مرحله کدگذاری باز تعداد 30 مفهوم شناسایی شد که در مرحله کدگذاری محوری، در نهایت در 6 طبقه شامل موانع زیرساختی، اجتماعی &amp;amp;ndash; فرهنگی، مدیریتی، بازاریابی، اقتصادی و سیاستی &amp;amp;ndash; قانونی جای گرفتند و در مرحله کدگذاری انتخابی مدل پژوهش ارائه گردید. در ادامه، راهکارهای توسعه گردشگری رویداد محور در رویداد گلاب‌گیری قمصر کاشان شناسایی شدند که در این بخش 24 کد (راهکار) شناسایی و در 6 دسته طبقه‌بندی گردید و سپس در بخش فازی (کمی) اقدام به امتیازدهی و اولویت‌بندی شد که به ترتیب اهمیت شامل راهکارهای سیاستی &amp;amp;ndash; قانونی (807/0)، بازاریابی (777/0)، اقتصادی (773/0)، مدیریتی (748/.)، زیرساختی (740/0) و فرهنگی &amp;amp;ndash; اجتماعی (719/0) بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل چالش‌های بازآفرینی شهری با رویکرد کارآفرینانه (مطالعه‌ای در شهر گرگان)</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7685.html</link>
      <description>بازآفرینی شهری با رویکرد کارآفرینانه به‌عنوان راهبردی نوین در توسعه پایدار شهری، مستلزم شناسایی دقیق چالش‌های نهادی، کالبدی، مالی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش‌های بازآفرینی شهری کارآفرینانه در شهر گرگان با رویکرد کیفی اکتشافی و بهره‌گیری از تحلیل مضمون انجام شد. جمعیت مورد مطالعه را مدیران و تصمیم‌گیران شهری، و سرمایه‌گذاران فعال در پروژه‌های شهری، تشکیل دادند. 70 نفر از آن‌ها به شیوۀ هدفمند جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند. پس از جمع‌‌بندی اطلاعات مصاحبه‌ها، مضامین در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و کلان، دسته-بندی شدند. اهمیت مضامین، بر اساس تکرار در مصاحبه‌ها و تعیین شدت تمرکز به دست آمد. نتایج نشان می‌دهد که چالش‌های بازآفرینی شهری با رویکرد کارآفرینانه در شهر گرگان عمدتاً در حوزه‌های نهادی، مالی، زیرساختی و کالبدی متمرکز هستند و بیش از 36 درصد از کل فراوانی‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. مؤلفه‌هایی مانند نبود انسجام نهادی، ضعف مدیریت کالبدی و نارسایی نظام مالی، در سطح &amp;amp;laquo;اهمیت زیاد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شدت تمرکز بسیار بالا&amp;amp;raquo; قرار دارند و نیازمند مداخله فوری می‌باشند. چالش‌های ساختاری و عملکردی مانند مشارکت اجتماعی و نوآوری، با سهم 53 درصد در سطح &amp;amp;laquo;اهمیت متوسط&amp;amp;raquo; قرار گرفته‌اند و به اصلاحات میان‌مدت نیاز دارند. مؤلفه‌های نرم‌افزاری، آموزشی و زیست‌محیطی با سهم حدود 42 درصد در سطح &amp;amp;laquo;کم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بسیار پایین&amp;amp;raquo; قرار دارند و با وجود نقش مکمل، در حاشیه توجه سیاست‌گذاری مانده‌اند. برای بهبود بازآفرینی شهری کارآفرینانه در گرگان، ایجاد نهاد هماهنگ‌کننده بین‌سازمانی و توسعه زیرساخت‌های مالی، حقوقی و فناورانه با حمایت از نوآوری و طراحی شهری منعطف ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر موانع، فشارها و توانمندسازها بر رفتار کشاورزان در زمینه کاربست اقتصاد چرخشی با تأکید بر بازیافت ضایعات زراعی- باغی</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7686.html</link>
      <description>روش‌های تولید در کشاورزی جهانی عمدتاً بر پایه اقتصاد خطی عمل می‌کنند، به این معنا که پس از استفاده، منابع طبیعی به‌عنوان زباله دور ریخته می‌شوند. این روند نه تنها به آلودگی محیط زیست می‌انجامد، بلکه موجب کاهش منابع طبیعی نیز می‌گردد. در مقابل، اقتصاد چرخشی به‌عنوان یک جایگزین نوظهور، بر استفاده بهینه از منابع و کاهش ضایعات از طریق اجاره، استفاده مجدد و بازیافت تأکید دارد. پژوهش حاضر با رویکرد کمی و با هدف بررسی تأثیر موانع، فشارها و توانمندسازها بر رفتار کشاورزان در زمینه کاربست اقتصاد چرخشی، به‌ویژه در بازیافت ضایعات زراعی- باغی در غرب ایران، طراحی شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کشاورزان دارای ضایعات زراعی- باغی در غرب کشور بود که 384 نفر از آن‌ها به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ای بود که توسط محقق طراحی شده و روایی آن توسط پنج نفر از متخصصان تأیید گردید. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که فشارها (42/0 =&amp;amp;gamma;) و توانمندسازها (258/0 =&amp;amp;gamma;) تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار کشاورزان در بازیافت ضایعات دارند، در حالی که موانع (158/0-=&amp;amp;gamma;) تأثیر منفی و معناداری بر آن می‌گذارند. ضریب تبیین (R&amp;amp;sup2;) برای رفتار بازیافت 29/0 بود که نشان‌دهنده تأثیر متغیرهای برون‌زا بر رفتار کشاورزان در زمینه بازیافت ضایعات است. این یافته‌ها می‌تواند در طراحی مداخلات مؤثر برای ارتقای رفتار بازیافت ضایعات در کشاورزی، به‌ویژه در ضایعات زراعی- باغی، مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مزیت نسبی و سودآوری فردی و اجتماعی محصولات عمده زراعی شهرستان گرگان</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7258.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی مزیت نسبی و سودآوری فردی و اجتماعی تولید محصولات عمده زراعی شهرستان گرگان در سال زراعی 1402-1401 با استفاده از ماتریس تحلیل سیاستی (PAM) پرداخته است. داده‌های مورد نیاز از بانک هزینه تولید وزارت جهاد کشاورزی، سازمان FAO و نرم‌افزار NETWAT استخراج شده است. شاخص‌های مورد بررسی، هزینه منابع داخلی(DRC)، ضریب حمایت اسمی(NPC)، ضریب حمایت مؤثر (EPC)، سودآوری فردی و سودآوری خالص اجتماعی (NSP) بوده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که بر اساس شاخص DRC، تولید محصولات برنج پرمحصول، برنج مرغوب، سویا، گندم و کلزا دارای مزیت نسبی است، اما تولید پنبه و سیب‌زمینی فاقد این مزیت است. شاخصNPC بیانگر ارائه یارانه غیرمستقیم به تولیدکنندگان تمامی محصولات به جز برنجکاران است. همچنین، شاخصEPC نشان می‌دهد دولت در بازار نهاده و محصول از تولید تمامی محصولات به جز برنج مرغوب حمایت می‌کند. براساس شاخص NSP، تولید سویا، گندم و کلزا سودآوری اجتماعی مثبت دارد، در حالی که سودآوری اجتماعی پنبه و سیب‌زمینی منفی است. تولید برنج بیشترین سودآوری فردی و اجتماعی را دارد و برنج پرمحصول، به دلیل عملکرد بالاتر و هزینه کمتر، از نظر سودآوری فردی نسبت به برنج مرغوب برتری دارد. با توجه به نتایج، تولید یا افزایش سطح زیر کشت سویا، گندم و کلزا بلامانع است، در شرایط فعلی افزایش سطح زیر کشت سیب‌زمینی و پنبه توصیه نمی‌شود. برای بهبود راندمان آبیاری استفاده از فناوری‌های نوین و مدیریت منابع آب ضروری است. پیشنهاد می‌گردد حین تدوین الگوی کشت هر منطقه، مزیت نسبی و سودآوری فردی و اجتماعی تولید در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محرکه‌های تأثیرگذار در پایدارسازی مشاغل خانگی روستایی حاصل از تسهیلات حمایتی در استان گلستان</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7687.html</link>
      <description>پایداری مشاغل خانگی روستایی به‌عنوان یکی از راهبردهای مؤثر در کاهش فقر، توانمندسازی اقتصادی خانوارها و جلوگیری از مهاجرت روستایی، نیازمند شناسایی دقیق محرکه‌های مؤثر در بهره‌برداری از تسهیلات حمایتی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی محرکه‌های مؤثر در پایدارسازی مشاغل خانگی روستایی حاصل از تسهیلات حمایتی در استان گلستان انجام شده است. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد آینده‌پژوهی است. جامعه آماری شامل دو گروه اصلی کارشناسان حوزه کسب‌وکار و کارآفرینی و همچنین صاحبان مشاغل خانگی روستایی دریافت‌کننده تسهیلات حمایتی بوده که از میان آن‌ها ۵۰ نفر به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهای تخصصی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخت، مبتنی بر ۲۰ شاخص نهایی استخراج‌شده از روش دلفی گردآوری شد. پرسشنامه به‌صورت ماتریسی طراحی گردید و امتیازدهی بین صفر تا سه انجام شد. داده‌های حاصل در نرم‌افزار Excel ثبت و تحلیل ساختاری روابط میان شاخص‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار MICMAC صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در فرآیند پایدارسازی مشاغل خانگی روستایی، سه عامل درون‌روستایی شامل &amp;amp;laquo;دسترسی آسان به صندوق‌های خرد محلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انعطاف در بازپرداخت اقساط متناسب با درآمد فصلی&amp;amp;raquo; هر یک با امتیاز 586، بیشترین تأثیر مستقیم را داشته‌اند. در بخش برون‌روستایی نیز، &amp;amp;laquo;تسهیل فرآیند دریافت تسهیلات بانکی&amp;amp;raquo; با امتیاز 544، و &amp;amp;laquo;تخصیص اعتبارات هدفمند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ایجاد مراکز تجمیعی برای ارسال محصولات&amp;amp;raquo; با امتیاز 527، به‌عنوان مؤثرترین محرکه‌ها شناسایی شدند. با توجه به نتایج پژوهش، تقویت نهادهای مالی بومی و طراحی الگوهای بازپرداخت متناسب با درآمد فصلی، همراه با توسعه زیرساخت‌های بازاریابی، از الزامات کلیدی پایداری مشاغل خانگی روستایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش برنده‌های کلیدی توانمندسازی جوامع محلی در طرح منظومه‌محور روستایی (مطالعه موردی استان کردستان)</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7688.html</link>
      <description>توسعه پایدار روستایی نیازمند شناسایی عوامل راهبردی مؤثر بر توانمندسازی جوامع محلی است. طرح‌های منظومه‌محور با رویکرد آینده‌نگرانه می‌توانند مسیر ارتقای کیفیت زندگی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی را روشن سازند. این پژوهش با هدف شناسایی و ارزیابی پیشران‌های اثرگذار توانمندسازی جوامع محلی در چارچوب طرح‌های منظومه‌محور استان کردستان انجام شده است. این تحقیق از نوع کاربردی- اکتشافی بوده و به شیوه پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل تسهیلگران، جوامع محلی پیشرو و کارشناسان خبره بود که 60 نفر از آنان به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخت بود که بر اساس 16 شاخص که با استفاده از تکنیک متمرکز نهایی شدند، طراحی و تکمیل گردید. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل اثرات متقابل و نرم‌افزار MICMAC استفاده شد تا میزان اثرگذاری و اثرپذیری شاخص‌ها در تحقق‌پذیری طرح مشخص شود. نتایج نشان داد که چهار شاخص &amp;amp;laquo;آموزش هدفمند و ارتقای دانش مهارتی جوامع محلی متناسب با ظرفیت‌های بومی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارائه تسهیلات کم‌بهره همراه با بسته‌های حمایتی و توانمندساز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فعالیت‌های تسهیلگری مدون جامعه‌محور و بهره‌گیری از پیشروان روستایی در فرآیند پایش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توان‌افزایی از طریق تنوع‌بخشی به منابع درآمدی&amp;amp;raquo; بیشترین اثرگذاری را بر توانمندسازی جوامع محلی در چارچوب طرح‌های منظومه‌محور روستایی داشته‌اند. بر این اساس، اجرای مستمر آموزش‌های جامعه‌محور و مهارت‌افزایی متناسب با ظرفیت‌های بومی باید در اولویت قرار گیرد. همچنین تلفیق تسهیلات مالی و اعتباری با بسته‌های حمایتی و نهادسازی محلی می‌تواند زمینه توانمندسازی پایدار و افزایش تاب‌آوری اقتصادی جوامع روستایی را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر توسعه کسب‌وکارهای صنایع‌دستی بومی مبتنی بر رویکرد اقتصاد خلاق: مطالعه‌ای در بستر گردشگری فرهنگی (مورد مطالعه: شهرستان سوادکوه)</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7689.html</link>
      <description>علیرغم ظرفیت‌های غنی صنایع‌دستی بومی در شهرستان سوادکوه، این کسب‌وکارها با چالش‌های جدی نظیر کاهش تقاضا، ضعف نوآوری و بازاریابی، و فقدان الگوی بومی توسعه مواجه‌اند. با وجود تأکید روزافزون بر رویکرد اقتصاد خلاق به‌عنوان چارچوبی نوین برای پیوند فرهنگ و توسعه اقتصادی، شکاف پژوهشی قابل‌توجهی در خصوص مدل‌های یکپارچه توسعه کسب‌وکارهای صنایع‌دستی بومی در بستر گردشگری فرهنگی وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه این کسب‌وکارها با رویکرد اقتصاد خلاق در جهت توسعه گردشگری فرهنگی در شهرستان سوادکوه است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با ۱۹ نفر از خبرگان، پژوهشگران و متخصصان حوزه‌های هنر، صنایع‌دستی، گردشگری و فرهنگ گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان بر اساس ترکیبی از معیارهای تحصیلات مرتبط، سابقه حرفه‌ای (حداقل ۳ سال) و تجربه عملی انتخاب شدند. اشباع نظری داده‌ها پس از مصاحبه پانزدهم حاصل شد. در فرآیند تحلیل، ۳۶ مضمون پایه، ۱۲ مضمون سازمان‌دهنده و ۶ مضمون فراگیر شامل &amp;amp;laquo;نوآوری در محصول و طراحی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازاریابی خلاق و معرفی محصول&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;گردشگری خلاق و تجربه مشارکتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توانمندسازی و توسعه مهارت محلی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شبکه‌سازی و همکاری فرهنگی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اقتصاد خلاق و پایداری فرهنگی&amp;amp;raquo; شناسایی شد. نوآوری پژوهش در ارائه چارچوبی یکپارچه و بومی از تعامل پویای میان این ابعاد شش‌گانه است که برخلاف مطالعات پیشین، صرفاً به فهرست‌سازی عوامل بسنده نکرده، بلکه الگویی از هم‌کنش خلاقانه میان نوآوری، فرهنگ، بازار و جامعه محلی ارائه می‌دهد. دلالت نظری اصلی این چارچوب، صورت‌بندی &amp;amp;laquo;اقتصاد خلاق بومی&amp;amp;raquo; به‌مثابه الگویی برای هم‌زمانی ارزش‌آفرینی اقتصادی و بازتولید فرهنگی در مناطق کمتربرخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جانشین‌پروری در کسب‌و‌کارهای خانوادگی صنایع دستی در تعامل با صنعت گردشگری (مورد مطالعه: شهرستان دزفول)</title>
      <link>https://jead.gau.ac.ir/article_7690.html</link>
      <description>کسب‌وکارهای خانوادگی صنایع دستی با وجود نقش انکارناپذیر در حفظ میراث فرهنگی، اشتغال‌زایی و پیوند با گردشگری، به‌دلیل فقدان برنامه‌های نظام‌مند جانشین‌پروری، با خطر فراموشی و افول روبه‌رو هستند. با این حال، پژوهش‌های اندکی به شناسایی عوامل مؤثر بر جانشین‌پروری در این بخش پرداخته‌اند. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، به شناسایی، سطح‌بندی و تعیین جایگاه عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای خانوادگی صنایع دستی مبتنی بر رویکرد جانشین‌پروری در شهرستان دزفول انجام شد. پژوهش حاضر به روش آمیخته انجام شده است؛ در مرحله کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 24 نفر از کارشناسان و همچنین شاغلین حوزه صنایع دستی در شهرستان دزفول گردآوری گردید؛ سپس به روش تحلیل مضمون، ۱۰ عامل کلیدی استخراج شد. در مرحله کمّی، مدل‌سازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک به‌کار گرفته شد. یافته‌ها نشان دادند که عوامل &amp;amp;laquo;ارزیابی مهارت فنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارزیابی مهارت مدیریتی و انگیزشی&amp;amp;raquo; به عنوان پیشران‌های ریشه‌ای و مستقل عمل کرده‌اند و زمینه شکل‌گیری جانشینان توانمند و هدایت سایر عوامل را فراهم می‌کنند. عوامل &amp;amp;laquo;آموزش فنی و مدیریتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مشارکت در تصمیم‌گیری‌های عملیاتی و استراتژیک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارزیابی عملکرد و کیفیت&amp;amp;raquo; نقش واسطه‌ای و پیوندی دارند، در حالی که عوامل &amp;amp;laquo;گسترش بازار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نوآوری در محصول و خدمات&amp;amp;raquo; به عنوان عوامل مستقل و &amp;amp;laquo;تثبیت جایگاه و رشد مستقل&amp;amp;raquo; به عنوان وابسته‌ترین عامل و خروجی نهایی سیستم شناسایی شد. اجرای نظام‌مند این چارچوب می‌تواند ضمن حفظ اصالت و مهارت‌های سنتی صنایع دستی، انتقال موفق بین‌نسلی را تضمین کند و به توسعه پایدار اقتصادی-اجتماعی مناطق روستایی و کمتربرخوردار کمک کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
